اختلال وسواس فکریعملی (Obsessive-Compulsive Disorder)

افکار و رفتارهای ناخواسته و  تکراری  که حدود 2 درصد از جمعیت از آن رنج می برند. به طور معمول اختلال وسواس فکری عملی در سال های نوجوانی خود را نشان می دهد ولی اغلب خیلی زودتر آغاز شده است. شرایط مزمن، ناشی از ترکیبی از عوامل زیست عصبی و زیست محیطی است که معمولاً درمان  به دو روش دارویی و روان درمانی صورت می گیرد.

1-اختلال وسواس فکریعملی (OCD) چیست

اختلال وسواس (OCD) یک اختلال اضطرابی است که در آن فرد به طور ناخواسته و مکرر تحت فشار افکار، احساسات، ایده ها ، به انجام کاری مجبور می شود. اغلب فرد رفتارهایی انجام می دهد تا از افکار وسواسی رها یابد. اما این رفتارها تنها تسکین موقتی خواهند بود که البته با انجام ندادن این رفتارها نیز اضطراب فرد بیشتر و بیشتر می گردد.

 OCD سطوح مختلفی دارد، از خفیف تا شدید. اما اگر بیماری شدید شود تقریباً درمان آن غیر ممکن خواهد شد و مشکلات بسیاری برای فرد ایجاد کرد به طوری که نمی تواند زندگی طبیعی داشته باشد.

حدود 2.2 میلیون آمریکایی بالغ به این بیماری دچار هستند، که بسیاری از این افراد علاوه بر اختلال وسواس (OCD)  دچار سایر اختلالات اضطرابی ، افسردگی و اختلالات خوردن نیز هستند.

اختلال وسواس (OCD) در مردان و زنان تقریباً به طور مساوی دیده می شود. یک سوم از بزرگسالان مبتلا به OCD علائم وسواس را از دوران کودکی داشته اند. هر چند که علائم OCD طی سالهای نوجوانی یا اوایل بلوغ شروع می گردد ولی طی تحقیقات انجام شده، حداقل یک سوم از موارد OCD بزرگسالان در دوران کودکی آغاز شد. مبتلا به OCD در طول مراحل اولیه رشد کودک می تواند مشکلات جدی برای کودک ایجاد کند.  ارزیابی و درمان کودک در همان مراحل اولیه بسیار مهم است.

 

2- نشانه هایاختلال وسواس فکریعملی (OCD)

 

     * افکار یا خیال در مورد چیز هایی مثل: ترس از میکروب ها، خاک، مزاحمان

    * خشونت؛ صدمه زدن به عزیزان.

     * حساسیت بی رویه دربرخی اعمال

      * انجام مکرر و بی رویه رفتاری مانند شستن دست، قفل کردن و باز کردن قفل درب، شمارش، نگه داشتن موارد غیر ضروری، یا  تکرار همان مراحل بار ها و بارها

  * انجام رفتار و اعمالی که کنترل شده و خود خواسته نیست

*  آیا از رفتارهایی که انجام می دهند لذت می برند یا برای رهایی از اضطراب است

     * حداقل یک ساعت در روز به افکار و آداب و رسوم خاصی برای کاری پرداختن، که باعث ناراحتی دیگران شده و مشکلاتی در زندگی روزمره ایجاد می کند.

وسواس

اغلب در فکر و ذهن فرد مبتلا به OCD ایده های تکراری و ناخواسته وجود دارد. ترس پارانوئید مداوم، نگرانی بی دلیل نسبت به چیزی خاص مثل: آلودگی ، کنترل قفل و … و این ترس و نگرانی مدام تکرار می شود و فرد همچنان نگران فکر می کند که : این کاسه به اندازه تمیز نیست و من باید دوباره آن را بشویم یا  من درب را درست قفل نکردم و شاید به جای قفل کردن باز کردم.

این افکار مزاحم، ناخوشایند درجه بالایی از اضطراب را در فرد ایجاد می کنند. نمونه های دیگر ترس وسواس گونه مثل نگرانی از صدمه زدن یا صدمه دیدن ، افکار مذهبی و یا جنسی نگران کننده است.

وسواس عملی

در پاسخ به وسواس فکری فرد دارای اختلال OCD متوسل به رفتارهای تکراری به نام وسواس عملی می شود. شایع ترین آن شستشوی مکرر دستان است. دیگر رفتارهای اجباری شامل تکرار، احتکار، مجدد مرتب کردن، شمارش، قفل کردن درب.

وسواس عملی برای از بین بردن اضطراب حاصل از وسواس فکری است. به نوعی امداد رسانی در مقابل افکار مزاحم می باشد. اگرچه این امداد رسانی کاملاً موقتی است و دوباره با تکرار افکار اضطراب زا آغاز می گردد و دوباره فرد برای کاهش آن دست به تکرار دوباره آن عمل می زند. افراد مبتلا به OCD نسبت به بیماری خود دیدگاه های متفاوتی دارند. گاهی اوقات بیمار OCD متوجه غیر واقعی بودن رفتار خود می گردند ولی از جلوگیری آن عاجز است. گاهی هم اطمینانی به اعمال خود ندارد ولی پیوسته آن عمل را انجام می دهد. گاهی اوقات بر رفتار و درستی آن برای خود و دیگران اصرار می ورزند و آن را امری لازم می داند.

اغلب افراد مبتلا به OCD  سعی بر مبارزه و طرد افکار ناخواسته ورفتار های اجباری دارند. بسیاری از آنها قادر به کنترل رفتار وسواسی خود در طول زمانی خاص مثلاً در مدرسه یا محل کار هستند. اما با گذشت زمان، از مقاومتشان کاسته می شود و هنگامی که این اتفاق می افتد، OCD ممکن است آنقدر شدید  گردد که زندگی در خارج از خانه برای آنان ممکن نباشد.

این دوره از بیماری بسیار متنوع است. به مرور زمان علایم ممکن است بیایند و بروند، و یا بدتر شوند. اگر OCD شدید شود. افراد مبتلا به OCD ممکن است سعی کنند از وسواس فکری خود را با دوری از موقعیت وسواس گونه یا حتی مصرف الکل و مواد مخدر آرام سازند.

3- دلایلختلال وسواس فکریعملی (OCD)

باور قدیمی که OCD نتیجه تجربیات فرد زندگی بوده است، مثلاً تاکید مفرط به پاکیزگی، و یا اعتقاد به افکاری خاص علت اختلال وسواس می باشد، که باوری غلط است.

واقعیت این است که بیماران OCD نیازمند به داروهایی هستند که بر انتقال دهنده عصبی سروتونین تاثیر می گذارد و این نشان می دهد که این اختلال پایه عصبی دارد، و طی تحقیقات انجام شده ، عوامل عصبی، تأثیرات زیست محیطی، و همچنین فرآیندهای شناختی در  ایجاد بیماری وسواس دخیل هستند.

گاهی اوقات OCD با اختلالات دیگری همچون  افسردگی، اختلالات خوردن، سوء مصرف مواد، اختلال شخصیت، اختلال کمبود توجه و یا دیگر اختلالات اضطرابی همراه است. که این می تواند تشخیص و درمان بیماری را سخت تر کند.

بسیاری از افرادی که دچار وسواس هستند همزمان دچار سندرم تورت یا تیک توره نیز هستند. در این سندرم فرد به طور غیر ارادی اصوات و حرکاتی را انجام می دهد.

بیماری های دیگری که ممکن است به OCD مربوط باشند عبارتند از:  تریکوتیلومانیا (کندن مو های بدن مثل موی ابرو و جلوی سر، موی صورت)، اختلال بدریخت انگاری( حساسیت به ظاهر خود) ، خودبیمار انگاری( علی رغم تست سلامتی پیوسته تصور می کند بیماری سختی دارد) .

 محققان در حال بررسی هستند چرا که بسیاری از بیماری ها  ممکن است با اختلال وسواس OCD پایگاه های بیولوژیکی یا روانی یکسانی داشته باشند.

رفتار افراد مبتلا به OCD با کمال گرایی، اشتباه گرفته می شود. در کمال گرایی اجباری دیده نمی شود بلکه انسان پیوسته سعی دارد به هدفی با ارزش، عزت نفس و موفقیت در کار و به نوعی تعالی دست یابد، در حالی که در اختلال وسواس OCD نوعی اجبار وجود دارد که همین اجبار این اختلال را از کمال گرایی جدا می سازد.

4- درماناختلال وسواس فکریعملی (OCD)

تحقیقات بالینی نشان می دهد که برای درمان بیماری وسواس  OCD   دو درمان های دارویی و رفتاری وجود دارد.

برخی از بیماران به طور قابل توجهی به رفتار درمانی پاسخ مثبتی داده اند و عده ای  نیز از دارو درمانی نتیجه بهتری به دست آورند، و گروه زیادی برای درمان از هر دو روش بهره مند گردند. البته نوع درمان حتماً باید با صلاح دید و مشورت درمانگر باشد.

دارو

آزمایش های بالینی در سال های اخیر نشان داده  که مواد مخدری که بر سروتونین تاثیر می گذارند، می توانند به طور قابل توجهی علائم OCD را کاهش دهد. طی تحقیقات گسترده تر دریافتند که دارو های  مهار کننده و باز جذب سروتونین SSRI ها در درمان OCD بسیار موثرند. داروی معمول برای درمان این اختلال داروی ضد افسردگی کلومیپرامین است. دارو های دیگر جذب مجدد سرو تونین  که دردرمان OCD موثرند عبارتند از:

فلوکستین (Fluoxetine) ، فلووکسامینFluvoxamine)) ، سرترالین (Sertraline) با نامهای تجاری(آسنترا یا زلفت) ، اس‌‌سيتالوپرام (escitalopram) ، پاروکستین (Paroxetine) و سیتالوپرام (Citalopram) .

مطالعات نشان داده است که بیش از سه چهارم از بیماران با مصرف دارو نتیجه خوبی گرفته اند و باقی نیز از شدت وسواس فکری و وسواس کاهش یافته است. بهبود معمولاً حداقل سه هفته یا بیشتر طول می کشد. اگر بیمار به خوبی به یکی از این داروها پاسخ  ندهد، داروی دیگری تجویز می گردد. بنابرای داروها در کنترل علائم OCD  بسیار موثر است و اغلب در صورت قطع دارو، بیماری باز خواهد گشت.

رفتار درمانی

نشان داده شده که رفتار درمانی شناختی (CBT) به عنوان درمانی موثر برای بیماری OCD شناخته شده است. بیمار طی روند درمانی  یاد می گیرد در مقابل افکار وسواس گونه مقاومت نشان دهد و آنان را انجام ندهد. دارو و CBT  بهترین راه کاهش علائم OCD است.

یک رویکرد خاص رفتار درمانی به نام “قرار گرفتن در معرض و پیشگیری از پاسخ” برای بسیاری از افراد مبتلا به OCD موثر واقع شده ، که در این روش، بیمار به عمد و به طور داوطلبانه با تخیل و فکر درباره موضوعی با بیماری خود روبرو می شود. همان زمان که بیمار به شدت تحت تأثیر افکار قرار می گیرد، با پشتیبانی و ساختار ارائه شده توسط درمانگر به بیمار کمک می شود تا بیماری خود را کنترل کند. برای مثال، بیمار دست به یک شی آلوده می زند و سپس از شستن دستانش جلوگیری می کند. درمان گام به گام انجام می شود. در مراحل اولیه به دلیل توانایی پایین بیمار، مدت  کمتری از شست بیمار جلوگیری می شود ولی در گام های بعد و ضمن کسب توانایی بیشتر، بیمار قادر به مقاومت در برابر امیال اجباری خود خواهد بود.

روان درمانی می تواند راه موثری برای کاهش استرس، اضطراب و حل و فصل منازعات داخلی  نیز باشد.

راه هایی برای ایجاد درمان بیشتر موثر

بسیاری از افرادی که دارای اختلالات اضطرابی بودند با پیوستن گروه هایی مشابه خود، و اشتراک گذاشتن مشکلات و دستاورد های خود برای دیگران، راهی برای درمان بهتر خود ایجاد کردند.اتاق های چت اینترنت نیز می تواند در این زمینه مفید باشد، اما هر گونه دریافت مشاوره  از طریق اینترنت باید با احتیاط صورت گیرد، چون هویت فرد مشاوره دهنده مشخص نیست و باید از علم و آگاهی فرد مطمئن بود.صحبت کردن با یک دوست مورد اعتماد و یا عضوی از روحانیون می تواند، قدمی برای درمان و بهبودی باشد، البته باید به خاطر داشت که همه این موارد فقط به درمان کمک می کنند و درمان اصلی نیستند.

تکنیک های مدیریت استرس و مراقبه می تواند به افراد با اختلالات اضطرابی کمک کند، و اثرات درمان را بالا ببرد. شواهد  نشان داده که ورزش ایروبیک اثر آرام بخش دارد.

 از آنجا که کافئین، مواد مخدر خاص، و حتی برخی از داروهای ضد سرماخوردگی می تواند علائم و نشانه های اختلالات اضطرابی را بدتر نمایند پس در مصرف آنان باید اجتناب شود. قبل از مصرف هر دارو اضافی با پزشک یا داروساز خود مشورت کنید.

خانواده در بهبود یک فرد مبتلا به اختلال های اضطراب  نقش مهمی دارند. هنگامی که یک عضو خانواده از اختلال وسواس رنج می برد، تشویق خانواده به عنوان حامیانی موثر، می تواند کمک بزرگی برای بیمار باشد.

بدون نظر

جواب دادن