1- تعریف داغدیدگی (Bereavement)

داغدیدگی با مرگ عزیزی در فرد رخ می دهد. مرگ کسی که دوستش داریم، می تواند یکی از بزرگترین آسیب ها باشد. احساس سوگ می تواند باعث زیان هایی مانند از دست دادن سلامتی یا پایان یک رابطه مهم مانند جدایی و طلاق  گردد. غم و اندوه  در سوگ واکنشی طبیعی است. اما  مراحل و روند احساس غم و اندوه در افراد متفاوت است. یک فرد با شنیدن خبر سوگ آن را به رسمیت می شناسد و در نهایت طی زمانی مشخص آن را می پذیرد. ولی فرد دیگری با شنیدن سوگ آن را نمی پذیرد و انکار می نماید. البته پاسخ افراد به غم و اندوه بسته به نوع مرگ، متفاوت خواهد بود. برای مثال، اگر متوفی به یک بیماری مزمن دچار بوده و همه انتظار مرگ او را داشته باشند، این مرگ به نوعی پایان درد و رنج فرد متوفی است و همین دلیل می تواند پذیرش مرگ برای نزدیکان آسان تر کند. اما در مرگ هایی که اتفاقی باشد یا طی خشونت و درگیری انجام شود ، مرحله پذیرش طولانی تر می شود.

2- نشانه های داغدیدگی (Bereavement)

 افراد پس از شنیدن خبر سوگ، طیف گسترده ای از احساسات گیج کننده را تجربه می کنند. عموماً پس شنیدن خبر سوگ، فرد پنج مرحله از غم و اندوه رخ می دهد. البته این مراحل ممکن است در یک جهت خاص نباشد، و می تواند هم زمان نیز باشد. اما تجربیاتی که در این احساس وجود دارد عبارتند از:

1- انکار، بی ایمانی، بی حسی

2- خشم، سرزنش

3- چانه زنی (به عنوان مثال، “اگر سرطان معالجه شود، هر گز نمی گذارم سیگار بکشد”)

4- خلق افسرده، غم و اندوه، و گریه

5- پذیرش

فرد عزادار عمدتاً شرایط زندگی اش از حالت طبیعی خارج می شود. در حالت داغدیدگی گریه های شدید، برخی از مشکلات خواب، و عدم بهره وری در محل کار گزارش شده است. در این زمان، ممکن است پذیرش این رخداد کار آسانی نباشد.

پس شنیدن خبر و در شوک اولیه فرد این واقعه را انکار می کند که کم کم این احساس، جای خود را به خشم می دهد. خشم ممکن است به سمت پزشکان و پرستاران، خدا، دیگر عزیزان، خود فرد و حتی فرد متوفی باشد. همزمان فرد احساس گناه می کند و پی در پی خود را سرزنش می کند مانند: اگر این کار را کرده بودم، اگر تنها نگذاشته بوده ، اگر … این افکار رایج است. گاهی اوقات احساسات فرد بسیار شدید بوده و ممکن است دچار نوسانات خلقی گردد. در حالی که گریه می کند، می خندد. این رفتار ها طبیعی است.

هر نوع از دست دادن به معنی گرفتن چیزی از وجود فرد است. فرد غم و اندوهی را به عنوان یک واکنش روانی، فیزیکی، اجتماعی، و یا عاطفی تجربه می کند. واکنش روانی می تواند شامل: خشم، احساس گناه، اضطراب، غم و اندوه و ناامیدی باشد. واکنش های فیزیکی می تواند شامل :  مشکلات خواب، تغییر در اشتها، مشکلات جسمی، و یا بیماری باشد. واکنش های اجتماعی می تواند احساسات دیدار خانواده، دوستان و یا بازگشت به کار باشد. فرآیندهای غم و اندوه  بستگی به وضعیت مرگ، دلبستگی فرد متوفی دارد. و این در مراحل سوگواری تأثیر بسزایی دارد.

اگر شما احساس می کنید که نمی توانید با سوگ خود کنار آیید، باید از متخصص کمک بگیرید. در غیر این صورت، دوره سوگواری طولانی شده و غم و اندوه حاصل از دست دادن عزیز به صورت بیماری های جسمانی و عاطفی جدی در فرد ظاهر می گردد.

 3- دلایل داغدیدگی (Bereavement)

 مرگ یک دوست همیشه دشوار است، به خصوص هنگامی که  به طور ناگهانی و یا تصادفی رخ دهد. رابطه فرد با متوفی تا حد زیادی در واکنش او به این رویداد تاثیر می گذارد.

مرگ همسر

از دست دادن یک زن یا شوهر بسیار سخت است. همسر بازمانده علاوه بر این واقعه ، معمولاً باید در بسیاری از تصمیم گیری ها که شاید پیشتر وظیفه او نبوده، شرکت داشته باشد. مانند : مراسم دفن، امور مالی، و دیگر مسائل. همچنین ممکن است همسر داغدیده مجبور به توضیح مرگ برای کودکانش شود، و کمک به آنها برای پذیرش و تحمل این غم و اندوه گردد. علاوه بر ضربه عاطفی شدید، از مرگ همسر دچار مشکلات مالی زیادی می شود، خصوصاً اگر همسر مرحوم، منبع اصلی درآمد خانواده باشد. همسر بازمانده در حالی که دوران سخت سوگواری را می گذراند، برای گذران زندگی مجبور به کار خواهد شد و اگر قبلاً کاری نداشته تمرکز بر مهارت ها و توانایی هایش  در این شرایط بسیارسخت است.

مرگ یک کودک

صرف نظر از علت مرگ، یا سن کودک، این یک رویداد عاطفی ویران کننده برای پدر و مادر است. مرگ یک کودک احساس قوی از بی عدالتی را در والدین زنده خواهد کرد. اینکه کودکشان رویاهای تحقق نیافته داشته و در ابتدای زندگی  درد و رنجی را تحمل کرده است. گاهی اوقات والدین بدون توجه به منطقی یا غیر منطقی بودن آن، برای مرگ کودک خود احساس مسئولیت میکنند و خود را مقصر می دانند. مرگ فرزند برای پدر و مادر می تواند مرگ بخشی از هویت خود آنان باشد و این دوره سوگواری را دشوارتر می سازد.

 مرگ پدر و مادر

مهم نیست که مرگ پدر و مادر در چه سنی باشد، پیر یا جوان. مادر یا پدر عضوی از یک خانواده هستند و تحمل مرگ آنان می تواند بسیار دشوار باشد. هنگامی که مادر یا پدر می میرد، آسیب های عاطفی زیادی برای فرزندان به همراه خواهد داشت. احساساتی همچون درد، ترس و اندوه عمیق و…میزان تأثیر این واقعه در افراد مختلف متفاوت است. عواملی چون ارتباط فرد با پدر و مادر ، سن، جنسیت، اعتقادات مذهبی بر سوگواری موثر است.هنگامی که شما پدر و مادر را از دست می دهید، ممکن است یک دوست و مشاور همیشگی خود را از دست دهید. بنابراین، این باعث می شود، علی رغم حمایت خانواده و دوستان ، به طور ناگهانی احساس تنهایی کنید. حتی از دست دادن خانه پدر و مادر ، به عنوان یک محل طبیعی برای جمع های خانوادگی می تواند به غم و اندوه شما اضافه کند.پس از محو شوک اولیه، شما از دست دادن را تجربه می کنید که شوک ثانویه نامیده می شود. این زمانی است که شما آینده حضور پدر یا مادر را در ذهن می گذرانید. چیزهایی مثل دستاوردهای حرفه ای  که پدر یا مادر می توانست داشته باشد، تماشای رشد فرزندانش و دیگر نقاط عطف. اگر پدر و مادر سالمند باشند و شما نیز سن زیادی داشته باشید، تصور مرگ را برای خود خواهید داشت.

مرگ عزیز به دلیل خودکشی

برای هر خودکشی ادعا شده است که به طور متوسط ​​شش نفراز غم و اندوه شدید رنج می برند. کسانی که تحت تاثیر شامل والدین، همکاران، کودکان، خواهر و برادر، بستگان، دوستان، و پزشکان می باشد. مقابله با سوگ از طریق خودکشی بسیار سخت تر از سایر مرگ هاست. آسیب به دلیل احساسات، ترس از رسوایی، شرم، گناه  که نزدیکان اغلب تجربه می کنند. هنوز هم به مرگ متصل به خودکشی در بسیاری از فرهنگ ها برای بازماندگان درجه اول نوعی انزوا و آسیب پذیری را به همراه دارد.

مرگ یک حیوان خانگی

مرگ یک حیوان خانگی به عنوان عضوی از می تواند با غم و اندوه بزرگی آغاز شود. مردم عاشق حیوانات خانگی خود هستند و آنها را مانند اعضای خانواده خود می دانند. بسیاری از افراد برای حیوانات خانوادگی خود جشن تولد می گیرند یا عکس او را همیشه در کیف پول خود حمل می کنند. بین مراقب و حیوان خانگی احساسات عاطفی شکل می گیرد. همدمی مهربان و عاشقی بی قید و شرط می شود. این احساس گاهی برای دیگران قابل درک نیست.بنابراین، هنگامی که این حیوان خانگی می میرد، مراقب آن دچار غم و اندوه می گردد.

غم و اندوه پیش بینی شده

غم و اندوه پیش بینی شده زمانی رخ می دهد  که متوفی مدتی را در بستر بیمار بوده و اعضاء خانواده در انتظار مرگ او بودند. غم و اندوه پیش بینی شده از زمانی که بیمار دربیماری به سر می برد، آغاز می گردد. بدین ترتیب که پیش از مرگ علائمی در نزدیکان مشاهده می شود شامل :  افسردگی، نگرانی برای شخص در حال مرگ، آماده شدن برای مرگ عزیز، هماهنگی و برنامه ریزی برای تغییرات ناشی از مرگ  می باشد. البته این نوع مرگ می تواند اطرافیان و خانواده را با واقعیتی که پیش رو دارند تا حدی آماده سازند. حتی اطرافیان فرصت ابراز احساسات خود را با فرد بیمار دارند. به عنوان مثال،  خداحافظی کردن از او، بیان احساس علاقه نسبت به او و در خواست بخشش از او و …

برخی بر این باورند که قبول مرگ یک دوست ، در حالی که او زنده است، احساس خوبی برای بیمار نیست و او را از نظر روحی ضعیف سازد. اگر چه ممکن است غم و اندوه پیش بینی شده برای به خانواده کمک کند، اما می تواند برای شخص در حال مرگ بسیار سخت باشد. بیشتر ویژگی های افسردگی در دوره سوگ طبیعی است. اما برخی از واکنش های غم و اندوه طبیعی نیست. به عنوان مثال، احساس مداوم و سرزده از گناه در بازمانده یا افکاری مانند اینکه ای کاش او همراه با مرحوم می مرد.البته دیگر آسیب های دیگری نیز در زندگی آینده اتفاق می افتد  که غم یا افسردگی را تسریع می بخشد. بازنشستگی، از دست دادن درآمد، از دست دادن سلامت جسمی، و  که  واکنش های غم و اندوه در افراد مسن ایجاد می کند.

 4-  درمان داغدیدگی (Bereavement)

 غم و اندوه احساساتی قدرتمند هستند و شرایطی دردناک و طاقت فرسا را برای فرد ایجاد می نمایند. گاهی اوقات آن را مشکلی جدی تلقی نکرده و به گذشت زمان می سپارند. با این حال، این روش درستی نیست. غم حاصل از سوگ در وجود ما رخنه می کند و به طوری پنهانی می تواند باعث بیماری جسمی یا عاطفی گردد. پس باید به این فشار روانی توجه شود و هر چه زودتر این زخم را التیام بخشید.

درمان غم و اندوه شامل مراحلی که عزادار نیاز دارد تا طی آن دوباره زندگی طبیعی خود را از سر گیرد. این فرایندها شامل جدا شدن فرد عزادار از متوفی و تنظیم مجدد خود با جهان، بدون حضور اوست. فرد باید روابطی جدید را تشکیل دهد. برای جدا شدن از کسی که فوت کرده، فرد باید راهی برای تغییر، و مسیر انرژی احساسی خود از فرد متوفی پیدا کند. این اصلاً بدان معنی نیست که عزیز متوفی خود را فراموش کند، اما فرد عزادار نیاز دارد تا توجه محض خود را از این رخداد برداشته و به اطراف خود نیز بنگرد. گاهی اوقات با مرگ یک فرد، نقش فرد عزادار تغییر می یابد. مثل همسر بازمانده که حال باید تمرکز بیشتری بر هویت جدید و مهارت های خود داشته باشد.

فرد داغدیده باید سعی کند به سلامت جسمانی خود نیز توجه داشته باشد. او باید به طور منظم، وعده های غذایی سالمی را مصرف نماید. اگر آماده سازی غذا برایتان بیش از حد دشوار است، سعی کنید چند خوراکی کوچک مفید در طول روز   استفاده نمایید.عزادار به دلیل آسیب های جسمانی و روانی بسیار خسته است. غم و اندوه حاصل از این رخداد تنها به واسطه مرگ متوفی نیست بلکه بسیاری موارد برای خواسته های برآورده نشده و برنامه هایی که پس از مرگ وی به وجود آمده ، نیز می تواند باشد.

عزاداری دارای سه مرحله است:

– نیاز به بازگرداندن متوفی

 – بهم ریختگی و غم و اندوه

  – سازماندهی مجدد

بخش افسردگی ویژگی های متداول و مشترکی با غم و اندوه دارد. اما به طور کامل می توان بر افکار و احساسات خود غلبه نمود.

علائم افسردگی عبارتند از:

   –  خلق و خوی غمگین

– احساس مداوم ناامیدی یا بی ارزشی

   – اشتغال ذهنی منفی

افسردگی در افراد مسن باعث افکارخودکشی، حمله قلبی، و علل دیگر می گردد. برای بهبود علایم شدید آن می توان از متخصص کمک گرفت یا با مشارکت در گروه های درمانی به درمان آن پرداخت. اگر شما یا دوستانتات بر اثر سوگ دچار افسردگی شدند حتماً به دنبال کمک  از متخصص باشید. پزشک خانواده و یا مشاوره  می تواند درمان مناسبی برای غم و شما باشد.

اهداف مشاوره غم و اندوه

اهداف مشاوره غم و اندوه عبارتند از :

  – توصیف و توضیح عزاداری طبیعی در انسان و تشویق فرد داغدیده به پذیرش این رویداد از طریق صحبت.

  – کمک به فرد داغدیده برای شناسایی احساسات در دوران داغدیدگی (برای مثال، خشم، احساس گناه، اضطراب، درماندگی، غم و اندوه)

– کمک به داغدیده برای جدا شدن از مرگ مرحوم، و کمک برای  تصمیم گیری های جدید زندگی بدون حضور او.

        –  کمک و پشتیبانی مستمر

     – ارائه پشتیبانی مشاور به شخص بیمار در زمان هایی مانند تولد، سالگرد

      –  شناسایی مشکلات سوگوار و توصیه هایی برای درمان غم و اندوه حرفه ای، در صورت لزوم

درمان حرفه ای غم و اندوه  برای افرادی به کار می رود که واکنش های جدی نسبت به غم و اندوه خود دارند. هدف از غم و اندوه درمانی این است که برای شناسایی و حل مشکلات عزادار و جدا شدن از شرایطی که بعد از مرگ متوفی به آن دچار شده است، کمک شود. چرا که فرد سوگوار پیوسته و بیش از حد، افکارش متمرکز بر متوفی می باشد. هنگامی که مشکل جدایی رخ دهد ، گاهی اوقات فرد دچار مشکلات فیزیکی و یا رفتاری می شود. مثلاً تأخیر در عزاداری یا تشدید عزاداری ، به صورت غم و اندوه  ناسازگارانه و طولانی مدت یا عزاداری غیر منتظره باشد.در غم و اندوه درمانی، عزادار سخنانی در مورد مرحوم و تلاش می کند به رسمیت شناختن این سوگ می نمایند. در غم و اندوه درمانی اجازه داده می شود تا فرد عزادار احساسات خود مانند: خشم، احساس گناه، و یا دیگر احساسات منفی یا ناراحت کننده را بیرون ریخته و احساسات مثبت زیادی که با فرد متوفی داشته  را جایگزین سازد.

انسان ذاتاً تمایل به ایجاد روابط قوی محبت و دلبستگی با دیگران است. هنگامی که با مرگ عزیزی این رابطه از هم گسسته می شود، یک واکنش احساسی قوی رخ می دهد. که پس از از دست دادن ، باید در مراحل سوگواری طی گردد تا فرد دوباره به حالت طبیعی باز گردد. در این مراحل اول فرد باید این رویداد را بپذیرد. سپس گام به گام  احساس درد جسمی و عاطفی را کنترل کرده و از این پس با زندگی جدید خود را بدون حضور فرد متوفی تنظیم نماید. احساس جدایی از دوست و ادامه حیات بدون حضور او. انجام درست این مراحل توسط فرد داغدیده، دوره عزاداری را به سلامت به پایان می رساند.

در درمان غم و اندوه ، به شش طریق می توان به خود کمک کرد:

1- افزایش توانایی تحمل و ایجاد تغییر برای رهایی از غم و اندوه

2- یافتن راه های موثر برای کنار آمدن با این رویداد

3- ایجاد یک ارتباط مداوم با کسی که فوت کرده

4- سعی بر سلامت جسمانی و حفظ عملکرد طبیعی

5- ایجاد ارتباط با دیگران جهت همدردی

6- ایجاد یک تصویر سالم از خود و جهان

گاهی اوقات غم و اندوه به علت ضرر و زیان بوجود آید. معمولاً همسر بازمانده یا تنها فرزند خانواده که سرپرستی ندارد. در این صورت فرد برای جلوگیری از آسیب جدی  باید  هر چه زودتر اقدامی کند. درمان غم و اندوه شامل اجرای  روند عزاداری، شناسایی هر گونه کسب و کار ناتمام با مرحوم ، و شناسایی زیان های دیگر . سوگوار باید بداند که عزیز خود را از دست داده است و از این پس باید تصویری جدیدی از جهان برای خود ترسیم نماید.

اندوه بغرنج

واکنش سوگ پیچیده، نیاز به درمان پیچیده تر از واکنشهای سوگ بدون عارضه دارد. اختلالات سازگاری (افسردگی ، خلق و خوی یا عواطف آزرده و رفتار اضطراب زا)، افسردگی اساسی، سوء مصرف مواد، و حتی اختلال استرس پس از سانحه برخی از مشکلات مشترک سوگ پیچیده است. غم و اندوه پیچیده و بغرنج  علائمی با مدت زمان طولانی تر دارد. اختلال در زندگی روزمره  فرد ایجاد می نماید. به طوری که در شرایط حاد افکار خودکشی و اقدام به آن را شاهد هستیم.

عواملی که باعث تجربه غم و اندوه پیچیده می گردد عبارتند از:  مرگ ناگهانی ، جنسیت فرد عزادار، رابطه ای که فرد عزادار با متوفی دارد (برای مثال، یک رابطه شدید، بسیار نزدیک و یا بسیار متناقض).

غم و ادوه شدید باعث افسردگی اساسی در فرد می گردد که حتماً نیاز به درمان دارد. کسی که از هر گونه یادآوری به فرد فوت شده پرهیز می کند، و یا  به طور مداوم به او فکر می کند یا  هر بار دچار هراس و ترس می گردند واغلب دچار بی خوابی می شود، این امکان است که او از اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) رنج می برد. در این حال اغلب افراد سوگوار برای جلوگیری از این احساسات دردناک ، به سوء مصرف مواد روی می آورند.

کودکان و غم و اندوه

در گذشته، تصور می شد که کودکان مینیاتوری از بزرگسالان هستند و به همین دلیل افراد بزرگسال انتظار بیشتری از آنان داشتند و در صورت خطایشان ،آنان را سخت تنبیه می کردند. در حال حاضر درک و تصور از کودکان فرق کرده است و می دانند که تفاوت زیادی بین سوگواری کودکان و بزرگسالان وجود دارد.

بر خلاف بزرگسالان کودکان داغدیده، واکنشهای سوگ عاطفی و رفتاری مستمر و شدیدی را تجربه نمی کنند. کودکان غم و اندوهی گاه به گاه و اندک دارند، اما در واقع غم و اندوه یک کودک در طول زمان و طولانی تر از یک فرد بالغ است. دلیل آن می تواند عدم توانایی کودک به تجربه احساسات شدید باشد. از آنجا که سوگ کودکان  یک فرایند طولانی است، کودکان در طول زندگی خود بارها و بارها به خصوص در مناسبت های  مهم زندگی خود به اندوه و غم باز می گردند.مانند: فارغ التحصیلی از مدرسه، رفتن به سربازی ، ازدواج، و یا زایمان.

غم و اندوه کودک تحت تاثیر عواملی مانند ممکن است توسط سن او، شخصیت، مراحل نمو، تجربیات اولیه مرگ و رابطه اش با مرحوم قرار گیرد. محیط اطراف، علت مرگ، توانایی اعضای خانواده به برقراری ارتباط با یکدیگر پس از مرگ می تواند در غم و اندوه تاثیر بگذارد. عواملی که به کنترل بهتر غم و اندوه کودک می کند عبارتند از: مراقب عاطفی و جسمانی از کودک،امکان به اشتراک گذاشتن احساسات و خاطرات  کودک برای دیگران، توانایی والدین برای مقابله با استرس و روابط پایدار کودک با دیگر بزرگسالان است.

کودکان مانند بزرگسالان به از دست دادن عزیز خود واکنش نشان نمی دهند. کودکان عزادار ممکن است به طور آشکار واکنش نشان ندهند، اما در عوض ممکن است خلقی پایدار نداشته و پیوسته واکنشی متفاوت از خود نشان دهند. به عنوان مثال، آنها ممکن است یک دقیقه غمگین باشند و خیلی زود به بازیگوشی خود مشغول شوند.) خانواده ها اغلب فکر می کنند که کودک واقعاً، این رویداد و مرگ را درک نکرده است. این درست نیست. ذهن کودکان برای محافظت آنان از چیزی که بیش از توان آنان باشد و به آنان آسیب برساند، محافظت می کند. دوره عزاداری کودکان کوتاه و با فاصله است. کودکان نمی توانند افکار و احساسات خود را درقالب کلمات بیان کنند. کودک احساسات خود را در قالب رفتار نشان می دهد. احساسات قوی مانند خشم، ترس از رها شدن یا مرگ. کودکان از طریق بازی های خود درباره مرگ بخشی از نگرانی خود را به نمایش می گذارند. این بازی فرصت های امن برای بیان احساسات کودک فراهم می آورد.

 

غم و اندوه  کودکان در سنین مختلف

کودکان در مراحل مختلف رشد، درک متفاوتی از مرگ و حوادث مرتبط با مرگ دارند.

نوزادان

نوزادان  مرگ را به رسمیت نمی شناسند، اما احساس از دست دادن و جدایی بخشی از رشد آگاهی آنان از مرگ است. کودکانی که از مادر خود جدا می شوند، آسیب های جدی روانی و حتی فیزیکی مانند کاهش وزن ، خواب، کاهش تحرک خواهند داشت.

سن 3- 2سال

کودکان در این سن اغلب مرگ را با خواب اشتباه می گیرند. البته همراه با تجربه ای ناگوار جدایی. در اوایل سه سالگی دچار اضطراب می گردند. فشار حاصل از این رویداد باعث توقف در صحبت کردن و احساس پریشانی در کودکان گردد.

سن6-3 سال

در این سن کودکان مرگ را نوعی خواب می بینند، او فرد را زنده می داند و مرگ را به طور کامل جدا شدن از زندگی نمی داند. کودکان ممکن است فکر می کنم که فرد هنوز زنده است، حتی در هنگام خاکسپاری از اطرافیان سوال می کنند که : چگونه او غذا می خورد، به توالت می رود، نفس می کشد و بازی می کند ؟   کودکان مرگ فیزیکی را می پذیرند، اما بر این تصورند که، برگشت پذیراست و متوفی هر گاه بخواهد می تواند باز گردد. مفهوم کودک از مرگ ممکن است تفکر جادویی باشد. به عنوان مثال، کودک ممکن است فکر کند که تفکرات او می تواند باعث شود تا شخص دیگری بیمار شوند و یا بمیرد. کودکان عزادار زیر 5 سال ممکن است مشکل غذا خوردن، خوابیدن، و کنترل توابع مثانه و روده پیدا کنند.

سن 6-9 سال

کودکان در این سن معمولاً در مورد مرگ کنجکاو هستند. آنان سوالاتی در مورد  چگونگی آنچه اتفاق افتاده و خود مرگ سوال می کنند. در تصور آنان مرگ یک فرد و یا روح است مانند یک اسکلت، شبح، فرشته مرگ، یا جن.

آنها ممکن است مرگ را به عنوان یک عاقبت ترسناک ببینند، اما به عنوان چیزی است که برای مردمان قدیمی اتفاق می افتد نه برای خودشان. کودکان عزادار در این سن می توانند دچار مشکلاتی گردند. همچون : ترس از مدرسه، مشکلات یادگیری ، انجام رفتارهای ضد اجتماعی و یا تهاجمی (بیشتر در پسران)، توجه بیش از حد در مورد سلامت ، چسبیده بیش از حد به دیگران. هنگامی که پدر و مادر هر دو می میرد، کودکان احساس می کند که رها شده و حامی ندارد.

کودکان و رویداد مرگ

شاید آسان تر باشد که صادقانه از آنچه در مورد مرگ می دانیم، با کودک خود سخن بگوییم. این صحبت به کنار آمدن کودک با از دست دادن عزیز و مرگ کمک نمی کند. توضیحات باید ساده و آسان باشد. تعابیری مانند: ( او در گذشت یا ما او را از دست دادیم یا به رحمت خدا رفت) به کودکان کمک نمی کند. برای کودک باید طوری سخن گفت که قادر به درک کلام ما باشد. کودکان اغلب نیاز به امنیت دارند. سوالات آنان هم این نیاز را می رساند. آنان می خواهند بدانند والدینشان نیز خواهند مرد. اگر شما به عنوان والدین کودک مسئولیت اداره و برنامه ریزی مراسم یاد بود را دارید، سعی کنید که کودک را درگیر مراسم نکنید. کودکان نباید در جزئیات مراسم خاکسپاری یا یادبود آگاه شوند. اگر کودک می خواهد در مراسم تشییع شرکت کند، باید پیش از مراسم توضیح کاملی برای او داده شود. پدر و مادر ممکن است بیش از حد درگیر غم و اندوه خود باشند و از کودک غافل شوند. بنابراین، پشتیبانی و کمک یک عضو بالغ و یا آشنا بسیار مفید خواهد بود.

بدون نظر

جواب دادن