همیشه در مورد هوش هیجانی (EI) صحبت می شد، اما دقیقا هوش هیجانی(EI)  چیست؟

یکی از جنبه های هوش هیجانی توانایی استفاده مناسب از اطلاعات، درک، کنترل و ارزیابی احساسات خود و دیگران است. شناخت دقیق هوش هیجانی خود، به شما کمک می کند که احساسات خود را تنظیم و مدیریت کنید. و شناخت احساسات و هیجانات دیگران می تواند منجر به همدلی و موفقیت در روابط شخصی و حرفه ای شما با دیگران شود.

10 راه برای افزایش هوش هیجانی عبارتند از:

1- موضوعی را قطع نکنید یا  آن را تغییر ندهید.

برخی ازاحساسات شما ناراحت کننده هستند، در این صورت شاید بخواهید با قطع و مانع حضورشان از آنان دوری کنید. برای این راه حل، روزی حداقل یک بار در گوشه ای بنشینید و از خود بپرسید: من در حال حاضر چه احساسی دارم؟

ممکن است به سادگی نتوانید احساسات خود را درک کنید. بیشتر به خود زمان دهید.

2- به سرعت احساسات خود را قضاوت نکنید.

قبل از اینکه درباره افکارتان فکر کنید، سعی نکنید احساساتان را از ذهن خارج سازید. هیجانات سالم مانند موجی می آیند و می روند. ابتدا آغاز می شوند و زیاد می شوند و به اوج می رسند و از بین می روند. نباید هیجانات سالم را پیش از اینکه به اوج برسند قطع کنید.

3- میان احساسات کنونی خود و احساسات گذشته تان ارتباط پیدا کنید.

هنگامی که احساسی در شما ایجاد می شود به دنبال این باشید تا این احساس را در جایی در گذشته بیابید. با این کار متوجه می شوید که این احساس شما یک احساس تازه ای است یا بازتاب یک احساس قدیمی است.

4- احساسات خود را با افکار خود مرتبط سازید.

 وقتی احساس می کنید هیجانات به سمت شما هجوم آورده اند، از خود بپرسید: من الان در مورد آن چه فکری می کنم؟  اغلب مواقع یکی از احساسات ما با دیگراحساساتمان در تناقض و تضاد هستند. این امری طبیعی است. گوش دادن به همه احساسات مانند گوش دادن به تمام شاهدان در دادگاه است. زمانی که همه مدارک را جمع آوری کرده باشید، قضاوت شما  بهترین خواهد بود.

5- به بدن خود گوش دهید.

احساس آشفتگی معده درهنگام هضم غذا، می تواند نشانه یک منبع استرس باشد. تپش قلب شما در انجام کاری نشان می دهد که آن کار برای شما چقدر ارزشمند است. گوش دادن به این احساسات و درک درستی از آن به شما کمک می کند تا با قدرت استدلال، خود را پردازش کنید.

6- اگر شما نمی دانید چه احساسی دارید از کس دیگری سوال کنید.

 چگونه شما احساس، شخص دیگری بخواهید. افراد کمتر به این نکته توجه می کنند که دیگران می توانند احساسات آنها را به خوبی قضاوت کنند. کسی که شما را می شناسد و شما اعتماد کامل به او دارید، بپرسید که از دید او شما چگونه هستید؟  شما ممکن است پاسخ جالب و روشنی بشنوید.

7- به احساسات ناخودآگاه خود رجوع کنید.

چگونه می توانید از احساسات ناخودآگاه خود آگاه شوید؟ تداعی آزاد را امتحان کنید. در حالی که در کمال آرامش نشسته اید ، اجازه دهید افکارتان به طور آزادانه بچرخد و ببینید که این افکار به کجا می روند؟ بعد دیده های خود را تجزیه و تحلیل کنید. دفتر یادداشت و قلمی در کنار تخت خود قرار دهید و بعد از بیدار شدن و به سرعت رویاهایتان را بنویسید. توجه ویژه ای به رویاهایی تکراری و هیجانات قدرتنمد خود داشته باشید.

8- از خود بپرسید: امروز چه احساسی دارم؟

احساس کلی خود را  در مقیاس 0 تا 100 درجه بندی کنید و نمرات روزانه را در یک دفتر یادداشت کنید. اگر احساسات شما در روزی بسیار شدید است ، یک یا دو دقیقه در مورد آن فکر کنید.

9- افکار و احساسات را بنویسید.

تحقیقات نشان داده است که نوشتن افکار و احساسات  می تواند کمک خوبی برای شما باشد. این کار ورزش ساده ای است که تنها چند ساعت در هفته وقت شما را می گیرد.

10- بدانید که چه زمانی فکر کردن دیگر کافی است.

باید در زمان لازم فکر کردن به درون خود را متوقف سازید.  یاد بگیرند که در زمان لازم به بیرون از خود نیز متمرکز شوید. مطالعات نشان داده اند که تشویق افراد به رها نکردن احساسات منفی، باعث تقویت این احساسات می شود. هوش هیجانی تنها توانایی نگاه به درون نیست، بلکه زندگی درحال  و دنیای بیرون نیز هست.

بدون نظر

جواب دادن