در هر سال از هر پنج نفر آمریکایی ، یک نفر مشکل سلامت روان را تجربه می کند. با این حال، بسیاری از افراد با پنهان کردن نشانه های بیماری خود ، در سکوت رنج می برند. این خوب نیست که مشکلات روحی و روانی افراد جامعه را احاطه کند و هیچ کمکی به آنان نشود. برخی از افراد می ترسند که هر نوعی تشخیص بر سلامت روانشان در کار و زندگی آنان تأثیر منفی داشته باشد. آیا من به عنوان معلم می توانم تدریس کنم در حالی که افسردگی دارد؟  اگر مردم بدانند من اضطراب دارم، آیا فکر نمی کنند که من در کار خود ورشکست شده ام؟ افراد نگران هستند که متخصص روانی یا دیگران به آنان برچسب دیوانگی بزند. اگر همسایگان یا اطرافیان مرا در اتاق انتظار مرکز روان درمانی ببیند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنان درباره من چه فکر خواهند کرد؟

بسیاری از آنها نگرانی ها طبیعی است. چرا که نمونه های آن زیاد دیده شده است. با وجود تلاش های جاری، برای آموزش مردم در مورد سلامت روان، بسیاری از تصورات غلط هنوز باقی می ماند و افراد با بیان آن، در واقع مشکلات خود را بیشتر خواهند کرد. البته با شناخت آنان و اصلاح آن می توان این مساله را حل کرد.

پنج  تفکر درباره سلامت و روان که باید مشخص و خنثی شود:

1-  شما بیمار روانی هستید یا روانی سالم دارید.

در صورتی که کسی مشکل جسمانی داشته باشد، می تواند از علائم آن متوجه گردد. مثلاً در بیماری قلبی نشانه هایی وجود دارد. مانند: درد قفسه سینه، تپش قلب و… در این صورت پزشک با برخی آزمایشات مشخصاً بیماری شما را تشخیص می دهد. اما درمورد تشخیص بیماری های روانی کار دشوار است. سلامت روان مانند زنجیره ای است که ، فرد می تواند در هر طیف آن قرار گیرند.

حتی اگر شما کارهایتان را به خوبی انجام دهید، باز هم نمی توان گفت که شما صد درصد سالم هستید. در واقع، وزارت بهداشت و خدمات انسانی تخمین می زند تنها حدود 17 درصد از بزرگسالان در حالت سلامت روان مطلوب قرار دارند. این یعنی 83 درصد دیگر دچار طیف های مختلف مشکلات روانی اند.

2- بیماری روانی نشانه ضعف است.

گاهی اوقات برخی از افراد مدعی هستند که دارای قدرت ذهنی و تحلیل دقیق هستند ولی برداشت آنها از مشکلات روانی به طور چشم گیری غیر منصفانه است.آنان افراد مبتلا به طیف مشکلات روانی مانند افراد مبتلا به افسردگی، اضطراب، و یا دیگر شرایط سلامت روان را فردی ضعیف می دانند. طیف بیماری روانی بسیار وسیع است و اکثر این افراد در کار و زندگی خود افرادی بسیار قوی و کار آمد هستند. در واقع این تفکرنمی تواند درست باشد. درست مثل کسی که مبتلا به دیابت هنوز هم می تواند از لحاظ بدنی قوی باشد، کسی که مبتلا به افسردگی است، باز هم ذهنی قوی دارد. قدرت ذهنی انسان همان سلامت روان است. هر کسی می تواند قدرت ذهنی بالایی داشته باشد، صرف نظر از اینکه آنها یک مشکل سلامت روان داشته باشد یا خیر.

3- شما نمی توانید از مشکلات روحی و روانی جلوگیری کنید.

شما مطمئنا نمی توانید تمام مشکلات سلامت روانی مانند مشکلات ژنتیک و بیماری های ناشی از حوادث را جلوگیری نمایید. اما هر کس می تواند اقداماتی را برای بهبود سلامت روان و جلوگیری از بیماری های روانی بیشتر نماید.

ایجاد عادات سالم مانند یک رژیم غذایی سالم، خواب کافی، و شرکت در ورزش به طور منظم، می تواند سلامت روانی را برای شما به ارمغان آورد. رهایی از عادات ذهنی مخرب، مانند درگیر شدن در ظاهر خود و ترحم و یا نشخوار در گذشته، می تواند برای شما احساسی خوبی ایجاد کند.

4- مردم بیماران روانی را افرادی خشونت آمیز می پندارند.

متاسفانه، زمانی در رسانه ها از بیماری روانی صحبت می شود که در رابطه با خشونت خانگی، تیر اندازی دست جمعی باشد که آن را با تیتر درشت چاپ و معرفی نمایند . اگر چه بسیاری از جنایتکاران اغلب به عنوان بیمار روانی معرفی می شوند، ولی این را باید بدانند که این بدان معنا نیست که همه مشکلات روانی با خشونت همراه است. گزارش انجمن روانشناسی آمریکا که تنها 7.5 درصد از جرایم به طور مستقیم به بیماری روانی مرتبط است. در واقع دلیل بسیاری از این جنایات عواملی مانند: فقر، سوء مصرف مواد، بیکاری، بی خانمانی و غیره …  است که باعث اتفاقات خشونت بار می گردد.

5- بیماری های روانی همیشگی هستند.

بیشتر  مشکلات روحی و روانی قابل درمان هستند. حتی بیماری هایی که کامل درمان نمی شوند با پیشرفت علم می توان آنان را کنترل نمود. در گزارش بیماری های روانی بین 70 و 90 درصد از افراد، تجربه تسکین علائم با ترکیبی از دارو درمانی و روان درمانی داشته اند. بهبودی کامل دراغلب موارد امکان پذیر است.

بالا بردن سطح آگاهی افراد جامعه درباره بیماری های روانی و روشن کردن  تصورات غلط رایج بسیار مهم است. حتی اگر خودکشی علت اصلی مرگ در جوامع باشد، باز هم بسیاری از اطلاعیه های خدمات عمومی و برنامه های آموزش و پرورش دولت ها صرفاً تمرکز بر روی مسائل مربوط به سلامت جسمی، مانند سرطان و چاقی است که آیا این درست است؟

بدون نظر

جواب دادن