همسران بی گناه بی شماری، فریب شریک زندگی خود را خورده اند.نیازی به گفتن نیست، این تجربه ، یک کابوس است. بسیار ناراحت کننده تر است که رابطه ای به ظاهر مطلوب باشد ولی در واقع دروغ و خیانت مخفی در آن وجود داشته باشد. اساساً، در رابطه ای که خیانت وجود دارد، صداقت و وفاداری معنا ندارد. این رابطه تنها به واسطه اعتمادی نا سالم و بیش از حد پایدار مانده است. در یک رابطه ای که خیانت شکل می گیرد، یک گردباد عاطفی و روانی رخ می دهد. فردی که فریب می خورد و با خیانت همسر مواجه می شود ، دچار ترس و اضطراب  کنترل نشده می گردد و به طور بیمارگونه ای به اطراف نگاه می کند.

علاوه بر این فرد دچار مشکلات حاد تری می گردد عبارتند از :

                  – به بی ثباتی عاطفی (نوسانات خلقی شدید)

     –  فرد به یک کارآگاهی تبدیل می گردد، که پیوسته درصدد کشف شواهد می گردد. مانند بررسی کامپیوتر ، تلفن، کیف پول.

               – نگرانی در مورد خیانت باعث از دست دادن  تمرکز فرد بر فعالیت های روزمره اش می گردد.

                      –  اختلالات خواب، از جمله : کابوس ، ناتوانی در به خواب رفتن، خواب ماندن.

                       – احساس افسردگی، اضطراب، و یا انزوا.

                      – خشم، توهمات انتقام.

                      – روی آوردن به مواد مخدر

 اجتناب از تفکر در مورد خیانت باعث می شود تا فرد به سمت موادی مثل توهم زا ها، الکل، مواد مخدر، سیگار برود و یا از طریق رفتارهای غیر عادی مانند خرید، قمار، اختلالات اشتها خوردن اضطراب و نگرانی خود را بروز دهد.

وقتی همسری متوجه می شود که شریک زندگی اش به او خیانت می کند طلاق انتخاب اول نیست. در اغلب موارد بلافاصله پس از آگاهی از خیانت ، فرد سعی می کند کشف کند که چه طور این اتفاق رخ داده است.

در این بحران، تکنیک های مشاوره مهم است. باید فرد با کمک مشاوره از کشف دلیل واقعه دوری کند و به زندگی خود بازگردد. تمرکز حواس، و ماندن در زندگی فعلی کمک مفیدی برای این افراد خواهد بود. تلاش برای درک چرایی این رخداد، اصلاً صحیح نیست. شریک زندگی اش، به او خیانت کرده و او تنها نیاز به حمایت روانی دارد.

حال چند سوال برای این افراد مطرح می شود که این افراد با شریک زندگی خیانت کار خود چه باید کنند ؟

1- آیا باید در ابتدا درگیری ایجاد کرده و درخواست طلاق نمایند؟  

این راه درستی نیست. مگر اینکه شما برنامه ریزی برای این کار داشته باشید تا به دلیل این خیانت همسر خود را تحت فشار قرار دهید. در غیر این صورت، توصیه می شود برای آرام گرفتن و درست عمل کردن، یک زمان حداقل شش ماهه، به خود و همسرتان بدهید تا شوک اولیه از بین برود، تا ببنید واقعاً چه تصمیم منطقی برای زندگی مشترکتان دارید. این بدان معنی نیست که شما و همسرتان بی توجه به این اتفاق، زیر یک سقف و مانند دو زوج مهرابان و بی تفاوت زندگی کنید. در واقع،  شما در این مدت کمی باید جدا باشید تا در فضایی به دور از احساس به درستی فکر کنید. شما ممکن است در این مدت بخواهید از درمانگر کمک بگیرید، تا بتواند به شما در روند بهبود و بازسازی اعتماد رابطه کمک کند. پس نیاز به فرصت برای تصمیمی جدید دارید.

2- شرایط فرزندانتان چه خواهد شد؟

دو نکته اولیه در اینجا وجود دارد:

اولین نکته، ایمنی است. به احتمال زیاد این مشکل سلامت فرزندان را نیز تهدید خواهد کرد. همسر شما ( مرد یا زن) به طور مستقیم خطر تهدید کننده ای برای فرزندان نخواهد بود. اگرچه  به طور غیر مستقیم و سهواً می توانند برای فرزندانتان مش کل ایجاد نمایند. در صورت این اتفاق فرزندان می توانند در معرض  خطر مسایل نامناسب جنسی  قرار گیرند.(هرزه نگاری آنلاین، سایت های چت جنسی، و غیره) و والدین باید در این شرایط حتماً مراقبت بیشتری داشته باشند.

دومین نکته، نگرانی از فشار روانی است که فرزندان تحمل می کنند. این اتفاق فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهد. اولین نکته ای که باید در مشاوره توجه داشت این است که در ابتدای امر لازم نیست فرزند از همه چیز آگاه باشد. گاهی اوقات مسائلی مطرح می گردد که سندیّت ندارد. آنان نباید وارد گفتگو ها شوند و والدین خود را قضاوت ها کنند. معمولاً بهتر است والدین علی رغم این رخداد سعی کنند به فرزندان خود بفهمانند که با وجود این رخداد، نقش پدر یا مادری از بین نرفته است. برای این کار مادر یا پدر بهتر است از کلماتی مثل : مادر تو یا پدر تو استفاده کنند، و به فرزندان صحبت شود : “این خانه دچار تنش شده است مثل بسیاری از مشکلاتی که وجود داشته، ولی دلیل و مقصراین اتفاق اصلاً شما نیستید. اگر چه شرایط طبیعی نیست ولی ما به عنوان والدین ، شما را دوست داریم و سلامت شما برای ما از هر چیزی مهم تر است “سپس، بنا به سن فرزندانتان به سوالات مبهم آنان پاسخ دهید.

3- چه کسی باید از شما حمایت کند؟

اول از همه،  به سراغ  رسانه های اجتماعی و یا مراکز عمومی از این دست نروید. این نوع از رفتار تهاجمی، علی رغم رساندن آسیب به همسر فریبکارتان، به شما، فرزندان و و دیگر اعضای خانواده تان نیز آسیب خواهد رساند. به علاوه، این کینه جویی برای شما احساس بهتری ایجاد نخواهد کرد. در عوض، درددل کردن و استفاده از حمایت همدلانه دوستان نزدیک و یا اعضای خانواده، در صورتی که قضاوتی نکنند ، می تواند مفیدتر باشد. حتی بهتر از صحبت با دوستان، این است که  از یک درمانگر حاذق کمک بگیرید، و از پشتیبانی و مشاوره او استفاده نمایید. بر خلاف دوستان و خانواده، یک درمانگر حرفه ای در هنگام مشاوره به شما احساسات عاطفی نشان نمی دهد و بر راهکار تمرکز می کند. او  به شما شادی و سلامتی عاطفی و هیجانی بلند مدتی عطا خواهد کرد. بنابراین، یک مشاور حاذق با توجه به نیازها و خواسته هایتان برای اخذ بهترین تصمیم در این شرایط کمک می کند.

4- من می خواهم همه چیز را بدانم. آیا این خردمندانه و معقول است ؟

بله، در بیشتر خیانت همسران، همسر می خواهد بداند چه چیز باعث این فریب بزرگ و خیانت شده است. همسر فریب خورده حق دارند حقیقت را بداند !  در واقع کسب این حقیقت، بخشی جدا ناپذیر از روند درمان است. به علاوه، دانستن حقیقت بد نیست چرا که بسیاری از خیانت ها به واقع ریشه در حقیقت ندارد و زاییده ذهن فرد می تواند باشد.درمانگر می تواند طی جلسات مشاوره به شما و همسرتان در فرایند کامل درمان کمک نماید تا نتیجه ای مطلوب از روند درمانی حاصل آید. با گذشت زمان، پزشک معالج می تواند به زوجین برای التیام  درد خیانت اعتماد سازی در رابطه دو طرف کمک نماید.

5- اگر من  رابطه جنسی خوبی با همسر داشته باشم آیا این خیانت متوقف خواهد شد؟

نه و هزار بار نه.  شما هزینه می کنید. شام مورد علاقه همسرتان را تهیه می کنید یا به ظاهر خود می رسید ولی عملاً این خیانت متوقفت نخواهد شد. به یاد داشته باشید: شما دلیل این فریبکاری و خیانت را نمی دانید. پس لطفا تفکرات بی اساسی نداشته باشید. مثلاً “اگر من زیباتر بودم، غنی تر، جوان تر  بودم هیچ وقت این اتفاق رخ نمی داد،”  این تفکر اشتباهی است. البته  این حس ممکن است برای چند دقیقه به شما احساس بهتری دهد. گویی راه حل مشکل را پیدا کرده اید. به هر حال، چرا شما می خواهید به کسی رابطه جنسی داشته باشید که او به فرد دیگری اعتماد کرده و رابطه دارد؟ واقعیت این نیست. برای رابطه عاشقانه برای فعالیت جنسی شرایطی لازم است که در رابطه شما به طور جدی دچار مشکل شده است.

6- آیا می توان  محدودیت هایی  ایجاد نمود؟

در واقع ایجاد چنین محدودیت هایی فریبی بیشتر نیست، و اصلاً کار درستی نیست. شما به دنبال شنیدن دروغ بیشتر یا مخفی کردن این رخداد نیستید. (یا انتظار ندارید که از حقیقت دور شوید).ایجاد محدودیت های معمول عبارتند از: نصب فیلتر، نظارت بر نرم افزار بر روی تمام دستگاه های دیجیتال، مسئول تمام هزینه منزل. ماندن در خانه به طور اتفاقی و در زمان خاص و کنترل های دیگر. شریک زندگی شما با مشاهده  همه موارد و رعایت دقیق آن می تواند کار خود را به صورتی پنهانی ادامه دهد. پس نمی توان از این رفتار هم منتظر نتیجه ای مطلوب بود.

7- آیا من به شریک زندگی ام اعتمادی دوباره داشته باشم؟

شاید، حقیقتاً در رابطه تان تغییری ایجاد شده باشد. متاسفانه، در بسیاری از موارد  این اعتماد به سرعت ایجاد نمی گردد. در واقع، پس از افشای اولیه این واقعه، شما و همسرتان به احتمال زیاد برای کسب اعتماد مجدد، به فرصتی در حدود 9 تا 18 ماه احتیاج دارید. اگر به واقع فریبکاری و خیانت متوقف شده باشد، شما باید با هوشیاری و دقت بسیار وارد رابطه مجدد گردید، و شاید لازم باشد محدودیت هایی را ایجاد نمایید. این واقعیتی است که اعتماد مجدد، هیچگاه نمی تواند مانند اعتماد اولیه باشد. اما این عدم اعتماد و هوشیاری شما چیز خوبی است، و به شما کمک می کند تا در روندی رو به بهبودی  قدم بگذارید. از نگاهی دیگر، خیانت اتفاقی است که شکافهای یک رابطه مشکل دار را روشن می گرداند و هر دو طرف با شناخت و آگاهی بیشتر و با همراهی متخصص سعی بر بهبود رابطه ای سالم خواهند داشت.

بدون نظر

جواب دادن